درباره

جستجو
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
پخش زنده حرم وصیت شهدا اوقات شرعی

دریافت کـد آهنگ راهیان نـور

Online User

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد. خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد؛ این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!


چه اتفاقی افتاده؟
در یک قسمت تاریک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!!!
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.
در این مدت چکار می کرده؟ چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقی! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشقی به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق شویم.

 



برچسب ها :

ماهی ها چقدر اشتباه میکنند...

قلاب علامت کدامین سوال است که بدان پاسخ می دهند؟...

آزمون زندگی ما پر از قلاب هائیست که وقتی اسیر طعمه اش میشویم تازه می فهمیم ماهیها بی تقصیرند!

حسد.کینه.خشم.لذت.غرور.انزجار.انتقام.ترس.شهوت...

من اسیر کدامین طعمه شدم؟

خداوندا...دانشی عطا فرما تا از کنار این قلاب ها بگذرم که شاید دگر فرصتی برای برگشتن به پاکی دریا نباشد...

 



برچسب ها :


آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را ،

و دریایى غرق نمی کند "موسى" را ؛

کودکی، مادرش او را به دست موجهاى "نیل" می سپارد ،

تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش ؛

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند ،

سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد !

مکر زلیخا زندانیش می کند ،

اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند...

از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختی؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ،

و خدا نخواهد ؛

نمی توانند ...

او که یگانه تکیه گاه من و توست !

پس ؛

به "تدبیرش" اعتماد کن ،

به "حکمتش" دل بسپار ،

به او "توکل" کن ؛

و به سمت او "قدمی بردار" ،

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی...



برچسب ها :

عصر یک روز وقتی خواهر وشوهر خواهر ابراهیم به منزلشان آمده بودند هنوز دقایقی نگذ شته بود که از داخل کوچه سرو صدایی شنیده می شد.ابراهیم سریع از پنجره طبقه ی دوم نگاه کرد و دید شخصی موتور شوهر خواهرشان را برداشته و در حال فرار است.

ابراهیم سریع به سمت درب خانه آمد و دنبال دزد دوید و هنوز چند قدمی نرفته بود که یکی از بچه محل ها لگدی به موتور زد و آقا دزده با موتور به زمین خورد.تکه آهنی که روی زمین بود دست دزد را برید و خون هم جاری شد. ابراهیم به محض رسیدن نگاهی به چهره پراز ترس و دلهره دزد انداخت و بعد موتور را بلند کرد و گفت: سوار شو!

همان لحظه دزد را به درمانگاه برد و دست دزد را پانسمان کرد.

شهید ابراهیم هادی

کارهای ابراهیم خیلی عجیب بود و شب هم با هم به مسجد رفتند و بعد از نماز ابراهیم کلی با اون دزد صحبت کردو فهمید که آدم بیچاره ای است و از زور بیکاری از شهرستان به تهران آمده و دزدی کرده.

ابراهیم با چند تا از رفقا و نمازگزاران صحبت کرد و یه شغل مناسبی برای آن آقا فراهم کرد.مقداری هم پول از خودش به آن شخص داد و شب هم شام خورد و استراحت کردند.

صبح فردا خیلی از بچه ها به این کار ابراهیم اعتراض کردند.

ابراهیم هم جواب داده بود:مطمئن باشید اون آقا این برخورد را فراموش نمی کند و شک نکنید برخورد صحیح، همیشه کار سازه.

یکی دیگه از رفتارهای عجیب ابراهیم این بود که داشتیم با موتور می رفتیم که موتور سواری جلوی ما پیچید وبا اینکه مقصر بود ،هو کرد و بی احترامی .من دوست داشتم ابراهیم با آن بدن قوی ای که داره پائین بیاید و جوابش را بدهد.ولی ابراهیم با آن لبخندی که به لب داشت در جواب عمل او گفت: سلام. خسته نباشید.

موتور سوار عصبانی یکدفعه جاخورد ... .



برچسب ها :

رمزها در رمضان است، خدا می داند

برتر از فهم و گمان است، خدا می داند

موسم بندگی چشم و زبان و گوش است

نه همین صوم دهان است خدا می داند

بار عام و، همه مهمان خداوند کریم

ماه آزادی جان است، خدا می داند . . .

حلول ماه مبارک رمضان، بهارقرآن، ماه عبادتهای عاشقانه و نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه مبارک

التماس دعا



برچسب ها :

اسمش علی ـــه ، ۲ سالشه 
طفلی
چشم چپش نابینا شده…به خاطر تومور چشمی بدخیم دکترا گفتن باید آب زیر
چشمشو بکشیم و الّا میزنه به مغزش و زبونم لال میکشتش امّا اگه آب زیر 
چشمشُ بکشن فاتحه ی صورتش خونده میشه …
رفقا،خواهرا،برادرا عاجزانه ازتون خواهش میکنم

واسه شفای این طفل معصوم دعا کنید…به قرآن راه دوری نمیره ممنون میشم اگه “هـــمــــتـــــون”بازنشر کنید

تاافراد بیشتری دعا کنن واسش...


دوستان عزیز لطفاَ جهت شفای این مریض کوچک و تمامی مریضان بخوانید :

در جواهر القرآن آمده است هر که بیمار باشد و این دعا را در آن بیماری چهل مرتبه بخواند، به امید خدا شفا پیدا کند.

” لا اله الا انت سبحانک انی کنت من ظالمین “

اگر در آن مریضی بمیرد ثواب شهدا را دریابد و اگر صحت یابد گناهان وی آمرزیده گردد .



برچسب ها :

زمان شاه بود. داشتیم باهم تو خیابون قدم می زدیم. یه خانم بی حجاب داشت جلومون راه می رفت. فاطمه رفت جلو و بدون هیچ مقدمه ای ازش پرسید:(( ببخشید خانم، اسم شما چیه ؟ ))

خانم با تعجب جواب داد:(( زهرا، چطور مگه ؟ ))

فاطمه خندید و گفت(( هم اسمیم ))، بعد گفت:(( میدونی چرا روی ماشینا چادر میکشن ؟ ))

خانم که هاج و واج مونده بود گفت:(( لابد صاحباشون میخوان سرما و گرما و گرد و غبار و اینجور چیزا به ماشینشون آسیب نزنه ! )).

فاطمه گفت:(( آفرین! من و تو هم بنده های خدا هستیم و خدا به خاطر علاقش به ما، یه پوششی بهمون داده تا با اون از نگاه های نکبت بار بعضیا حفظ بشیم و آسیبی نبینیم. خصوصاً اینکه هم نام حضرت فاطمه(س) هم هستیم ...

بعدها که دوباره اون خانم رو دیدم، محجبه شده بود)).

شهیده فامه جعفریان

شهادت : 1356

علت شهادت : بدست ساواک



برچسب ها :

آب عشق و عقل با هم در یک جوی نمی رفته است.

عاقلان می گویند خداوند عادل است.

عاشقان می گویند: بل عدل آن است که معشوق می کند.

عاقلان چون گرفتار بلا شوند گویند شکیبایی ورزیم که این نیز بگذرد. اما عاشقان چون در معرکه بلا درآیندگویند:

اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟

سید مرتضی آوینی



برچسب ها :

دانشجو رسالتش در این است که در برابر دردهای جامعه برای همیشه حساس بماند. وای به روزی که تحصیل کرده های جامعه اعم از روحانی ، معمم ، دانشگاهی ، در شکل آموزگار ، دبیر ، امام جماعت ، مرجع تقلید ، محقق ، اسلام شناس ، نویسنده و... تبدیل شود به گروه "بی درد".


شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی



برچسب ها :
 

ای شقایق های آتش گرفته

دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را برخود دارد .

آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید ؟

 

 

سیدمرتضی آوینی



برچسب ها :
 

فاطمه سه سالش بود که پدرش شهید شد ...

دانشگاه که قبول شد همه گفتند : با سهمیه قبول شده !!!!

ولی هیچ وقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد

بــــــــابــــــــا !!!!!

یک هفته در تب سوخت ...



برچسب ها :

شهیدی گفت: «خواهرم تو در سنگر حجاب مدافع خون منی…»

شهیدی دیگر گفت: «خواهرم… استعمار از سیاهی چادر تو بیشتر از سرخی خون من می ترسد…»

یادمان باشد که تا ابد مدیون این شهداییم…شهدایی که برند لباس و نوع شلوار و مد روز برایشان معنایی

 نداشت… حجاب هم فرهنگی است که مد روز و مدل های مختلف برنمی دارد… چادر یادگار مادرمان فاطمه

 سلام الله علیهاست… و حجاب هم گفته ی خداست… حجاب حجاب است و چادر چادر….

هرکدام از اینها معنایی دارند که زیباست… اما زیبایی نیست…



برچسب ها :